تبلیغات
گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیان

یک ملکه نیازی به جار زدن ندارد !!!



بانوے سرزمین من؛

احساس میڪنم این روزها 
ملاڪ هاے ملڪہ بودن 
را گم ڪردہ اے

بانو؛باور ڪن...
ملڪہ بودن تو زمانے 
بہ چشم خواهد آمد
ڪہ پوششے از
حیا و وقار بر تن 
و تاجے از حجاب
بر سر داشتہ باشے!


تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

فیش حقوقی و مزایای دولتی حضرت علی (ع) هم لو رفت!!!



تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

با خدا باش پادشاهی کن



حکایت مرد بی‌نیاز :
شخصی به یکی از خلفای دوران خود مراجعه و درخواست کرد ، تا در بارگاه او به کاری گمارده شود.
خلیفه از او پرسـید: 
قرآن مـی‌دانـی؟ 
او گفت: نمی‌دانم و نیاموخته‌ام. 
خلیفه گفت: از به کار گماردن کسی که قرآن خواندن نیاموخته است ، معذوریم. 
مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقه‌ی خود، به آموختن قرآن پرداخت.
مدتی گذشت ، تا این که از برکت خواندن و فهم قرآن به مقامی رسید که دیگر در دل نه آرزوی مقام و منصب داشت و نه تقاضای ملاقات و دیدار با خلیفه.
پس از چندی،خلیفه او را دید و پرسید:
«چه شد که دیگر سراغی از ما نمی‌گیری؟»
آن آزادمرد پاسخ داد:
«چون قرآن یاد گرفتم ، چنان توانگر شدم که از خلق و از عمل بی‌نیاز گشتم».
خلیفه پرسید:
«کدام آیه تو را این گونه بی‌نیاز کرد؟»
مرد پاسخ داد:
«مَن یَتّقِ اللّه یَجـعَل لَهُ مَخرَجـاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب ". ( سورۀ طلاق آیات ۲و۳).
هر کس از خدا پروا بدارد و حدود الهی را رعایت نماید، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها، راهی پدید می‌آورد و از جایی که تصور نمی‌کند، به او روزی می‌رساند و نیازهای زندگی‌اش را برطرف می سازد....

اگر خدا را داشته باشیم چه عم داریم؟
با خدا باش و پادشاهی کن


تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

اللهم عجل لولیك الفرج



※ همتا هم نداری که※

✔وقت نبودنت به دلم وعده بدهم ✔

◀◀شاید " مثلش " را پیدا کنم ▶▶

❤❤آقای بی همتای من بیا ❤❤


تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 10:59 ق.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

مادر دو بخش است . . .

و ما هر چه میکشیم از بخش دوم آن است . . .

سالروز شهادت صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد.






خبر از یک زن بیمار شود میمیرم... مادری دست به دیوار شود میمیرم...

با زمین خوردن تو... بال و پرم میریزد... چادرت را نتکان... عرش بهم

میریزد...

" اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها..


تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

فضه نقل میکند ...





فضه نقل میکند ؛ که صدای در خانه آمد ،

خواستم درب را باز کنم فاطمه(سلام الله علیها) فرمود صبر کن٬ این صدای در زدن علی ست،

میخواهم خودم باز کنم.

به زحمت خودش را به در رساند ؛ وقتی علی (علیه السلام) همسرش را دید بغض کرد و فرمود :

شما چرا زحمت این کار را کشیدید؟

فاطمه (سلام الله علیها) فرمود : شنیده ام این روزها دیگر مردم به شما سلام نمیکنند !!! خواستم

علی جان من اول به شما سلام کرده باشم.

علی (علیه السلام) با صدای لرزان فرمود : بانو جان سلام که نمیکنند هیچ ٬ من سلام میکنم

اما جواب سلامم را نمیدهند!!!!!


تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

گل را که زیر مشت و لگد له نمی کنند ...




ﯾﺎ ﻣﻘﻠﺐ ﺍﻟﻘﻠﻮﺏِ ﺩﻧـﯿـﺎ ، ﺯﻫﺮﺍﺳﺖ

ﺍﻣﺴﺎﻝ،ﺷﺮﻭﻉ ﺳﺎﻝ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺯﻫﺮﺍﺳﺖ

ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﺤﻮﯾﻞ،ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﻋﯿﺪ


ﺫﮐـﺮ ﺩﻝ ﺑﯽ ﻗـﺮﺍﺭ ﻣـﺎ، ﯾﺎ ﺯﻫـﺮﺍﺳـﺖ




تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

ای اهـل حرم مــیـر و علـمدار نـیامد...


السلام علیک یا ابا الفضل العباس

السلام علیک یا قطیع الکفین

السلام علیک یا ساقی عطاشى کربلاء

السلام علیک یا حامل لواء الحسین علیه السلام


 فرمانده عشاق ، دل آگاه حسین است / بیراهه مرو ! ساده ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید / نزدیک ترین راه به الله حسین است.



گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیان هم به نوبه خودش ایام سوگواری  سید و سالار


 شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) رو به همه شما تسلیت عرض مینماید .




تاریخ : پنجشنبه 8 آبان 1393 | 06:50 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

استاد فرشچیان و ماجرای تابلوی عصر عاشورا



چهار ساله بودم. روی زمین می نشستم و نقش های قالی را روی کاغذ می کشیدم.

پدرم هم از این وضعیت راضی بود. پدرم نماینده شرکت فرش در اصفهان بود. استادی بود که برای ایشان نقش فرش می کشید. یک

 بار پدرم مرا پیش او برد. استاد، نقش یک آهو را به من داد و گفت از روی آن نقاشی کن. تا صبح فردا حدود دویست طرح در اندازه ها و

 جهت های مختلف کشیدم.

برای استاد باور کردنی نبود. هنرجویان امروز بعد از اندک زمانی خدا را هم بنده نیستند. من آن قدر رنگ برای استادم سابیدم که کف

 دست هایم پینه بست. سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی.

 گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.

رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که

 برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.


الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می

 آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه ام می گیرد. در این تابلو مایه اصلی تصویر گرایی، مرکز تصویر

 دیده نمی شود. جایش خالی است. امام حسین که محور اصلی این تابلوست در اثر دیده نمی شوند.

صلّی الله علیک یا أباعبدالله

صلّی الله علیک یا أباعبدالله

صلّی الله علیک یا أباعبدالله

السلام علی الحسین 

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین





تاریخ : پنجشنبه 8 آبان 1393 | 06:37 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

یا ابوالفضل العباس



دستش که به آب خورد...

یادش افتاد وصیت های علی را؛

کنارش بمان مظلوم تر از او نیست!


چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت...












تاریخ : پنجشنبه 8 آبان 1393 | 06:36 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

از دلِ جبهه رفته هایِ صفین خوارج،بیرون آمدند



تاریخ : چهارشنبه 2 مهر 1393 | 10:59 ق.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

این کجا و آن کجا!!



تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393 | 03:36 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

بگو یا اباالفضل

میگوین هر وقت آب میخوری بگو یا حسین...
این روز ها ک آب را میبینی و نمیتوانی بخوری آرام بگو

((یا اباالفضل))









تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | 08:56 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

به فدای لب عطشانِ حسین...!!!

به فدای لب عطشانِ حسین...

اولین جمله پس از افطارم...





ماه رمضان هم آمد... ماه رمضان ماهِ عطش بر شما مبارکباد...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین


تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

روزه سپر آتش (جهنم) است

بـــــــــــــــــــــــسم الله نـــــــــــــور

الهی بر محمد و آلش درود فرست

و شــــــــــناخت و بــــــــــرتری این ماه و بــــــــزرگداشت احـــــــــترامش را و خودداری از آنچه که در

این ماه ممنــــــــــوع کردی به ما الـــــهـام بــــــــفرما


**********

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»
الكافى، ج 4 ص 162


تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

به خودم می گویــــم !!!

به خودم می گویــــم :

اگر توانستی هر شب یک جـــزء

نشد ... نیم جـــزء

نشد ... یک حـــزب

نشد ... دو صــفحه

نشد ... یک صفحه قرآن بخوان

اگر هم یک شب حال قرآن خواندن نداشتی

قـــرآن را بــردار ، باز کن ، چند لحظه نگاه کن ، ببــوس و بعد بـــرو و

بخواب


  اما بــی قـــرآن نمــان ...





تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

کیا به این جمله اعتقاد دارند؟




کیا به این جمله اعتقاد دارند؟


تاریخ : یکشنبه 8 تیر 1393 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

یادمان نرود که امشب فقط مال صاحب الزمان است

نیمه‌ی شعبان آمد!

شبی که همه جا نه . . .

ولی هستند کسانی که به بهانه‌ی جشن دهانشان را پر از حرام می‌کنند؛ دخترانی که در بین

نامحرمان خودنمایی می‌کنند ؛ پارتی‌هایی که گرفته می‌شود و . . .

لپ کلام، شیطانی که برای آقا کوری می‌خواند تا به درک واصل شدنش را به تعویق بیندازد.

یادمان نرود که امشب فقط مال صاحب الزمان است.




تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

!!!

گفتم: امسال روزه می گیری؟

گفت: آره اگه خدا بخواد

گفتم: ولی آخه کدوم پزشکی این همه سختی رو برای بدن تأئید میکنه؟

گفت: همون طبیبی که وقتی همه پزشکا جوابت کردند، دوست داری برات

معجزه کنه




تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 03:00 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

تغییر را از خودمان شروع کنیم

به دختر خانمها میگیم حجاب ........... میگن خب پسرا نگاه نکنن
به آقا پسرها میگیم نــــــــــگاه ........... میگن خب دخترا اینجوری نگردن

من میگم:
من اگر برخیزم ... تو اگر برخیزی ... همه بر میخیزند
من اگر بنشینم ... تو اگر بنشینی ... چه کسی برخیزد؟؟؟

┘◄ تغییر را از خودمان شروع کنیم

برچسب ها: آخه تو کربلا مگر کس دیگه ای شهید نشده، علی اصغر،

تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی
بین آنها در گرفت.
آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.
اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟
نمی‌توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.”مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می‌زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”

مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد.”

آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.”
مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد



تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392 | 12:42 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

از عمل کار براید !

فاصــــــــــــــــله حرف تا عمل !!!!



تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392 | 01:13 ق.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

ناموس

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان

پی ناموس وی افتد نظر بوالهواسان



تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392 | 01:12 ق.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

حجاب

خانمی می گفت: می گویند، سیاهی چادرت چشم می زند!

چشم آدمای حریص و نا پاک را ...

چشم را که هیچ! خبر نداری، تازگی ها دل را هم می زند!

دل آدم های مریض و نا پاک را ...

از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست!

دست و پای بی بند و باری را می بندد ...

چادر برای کسانی هست که نمی خواهند عزت آخرتشان را به بهای نا چیز لبخند های هرزه بفروشندو

چادرم سند بندگی و عبودیتم را امضا می کند ...


باید که راه فاطمه روشن بماند ...



تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392 | 01:08 ق.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

جانباز

یه نگاه به دستات بنداز...

یه نگاه به دستات که روی موس یا صفحه موبایل هست بنداز!

حاضری از دستشون بدی ؟

چند می فروشیش؟

اصلا می فروشیش؟

ایشون دستاشو به خاطر منو تو داده...

بی لیاقت نباش!!

به افتخار تمامی جانبازان و همسران صبورشان ،صلوات...



تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392 | 01:07 ق.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

عکس های روز عاشورا 92























تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392 | 05:52 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

سخنی از شهید آوینی

زمانه عجیبی است برخی مردمان امام گذشته را عاشقند ،نه امام حاضر را. میدانی چرا ؟
امام گذشته را هرگونه که بخواهند تفسیر می کنند،اما امام حاضر را باید فرمان برند !

وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند.

"شهید آوینی"


تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

نماز

مگر معراج نمی خواهید؟
مگر نمی خواهید بالا بروید؟
پس نماز کامل بخوانید ...

محک عروج انسان،
نماز است، نماز ...




برچسب ها: لامپ دوازدهمین را وصل نکن، سخنان حاج آقا قرائتی،

تاریخ : دوشنبه 25 آذر 1392 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : مسعودسیاهپوش | نظرات

نمــــــــــــــــــــــاز

پیامبرگرامی اسلام ص میفرمایند

طوری نماز بخوانید گویی که آخرین نمازتان است


(بحارالانوار جلد 77 صفحه 200)

امام صادق علیه‏السلام :


فضیلت اوّل وقت (نـماز) بـر آخـر وقت ، همچون فضیلت آخرت بر دنیاست


(منتخب میزان الحكمة ص 328)




تاریخ : پنجشنبه 21 آذر 1392 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

یا امام رضا ع

ای کاش برای ما دعا بنویسند

یک تذکره ی کرببلا بنویسند

ما حج که نرفته ایم اما کافی است

یک مرتبه حج فقرا بنویسند

آقا به ملازمان بگو نامم را

یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند

ما شیعه که نه ...ولی شما راضی شو

ما را ز محبان شما بنویسند

راضی نشوی که خادمان نامم را

از دفتر نوکران جدا بنویسند

گفتم که پس از مردن من جای دعا

روی کفنم رضا ...رضا ...بنویسند



تاریخ : پنجشنبه 21 آذر 1392 | 04:32 ب.ظ | نویسنده : ghasem ardakani | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون